-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 14:48
با نگاهی تعارفت میکنم به ضیافت خاطره ها به همین کوچه ی قدیمی و همین پنجره های چوبی به همین درخت بید مجنون که ناممان را هنوز برتن دارد من کنار پنجره ام کافی ست دوباره به این کوچه بیایی و چشمهای کهربایی ات را بسپاری به زرد و نارنجی این پاییز تا دوباره گم شوم در هزارتوی خاطرات ... دستی به شال نارنجی ام...